سوالات خود را از ما بپرسید 09137932055

 یادگیری زبان انگلیسی در اصفهاندر اين پژوهـش ابـتدا ميزان همبستگي تمايل به ارتباط در کلاس و خارج از کلاس پرداخته مي شود و پس از آن نقش دلايل يادگيري زبان از جمله شغل ، مسافرت به کشورهاي خارجي‌ ، موفقيت‌ تحصيلی ، يافتن دوستان انگليسی زبان و افزايش دانش شخصی در ايجـاد اين ارتـباط مورد پژوهش قرار مي گيرد.

٢- پيشينه ي پژوهش

نقش متغيرهاي عاطفي در يادگيري زبان و به دنبال آن تمايل به‌ ارتباط‌ به وسيله محققان بسياري مانند بيلي و همکاران (٢٠٠٠) و گاردنر (١٩٨٨) مورد بررسي و پژوهش قرار گـرفته اسـت . آنان بـر اين باورند که متغيرهاي عاطفي از جمله ويژگي هاي شخصيتي ، نگرش‌، انگيزه‌، اعتماد به نفس و تشويش در بين زبانآموزان، يادگـيري زبان دوم را تحت تأثير قرار مي دهد.

پژوهش انجام شده توسط واعـظي (٢٠٠٩) نـشان مـي دهد که انگيزه با يادگيري‌ زبان‌، ارتباط‌ مستقيم دارد. نتايج ، حاکي از‌ آن‌ است‌ که زبان آموزاني که انـگيزهي ‌ ‌بـيشتري دارند در يادگيري زبان، از موفقيت بيشتري برخوردارند. تحقيق ديگري به وسيله ي عاطف وحيد و فـردکاشاني‌ (٢٠١١‌) نـشان‌ مـي دهد که تشويش ، عاملي بازدارنده در موفقيت‌ زبان آموزي‌ است . زبان آموزاني که تشويش کمتري دارند؛ در يادگيري زبـان دوم موفق ترند. يافته هاي پژوهشي ديگر (ستينکايا،

٢٠٠٥) دال‌ بر‌ اين‌ است که زبان آموزاني کـه انگيزهي بيشتري در يادگيري زبـان، نـگرش‌ مثبت تر

به مردم انگليسي زبان، تشويش کمتر در ارتباط و دانش زباني بالاتري دارند، تمايل بيشتري به ارتباط‌ در‌ زبان‌ دوم از خود نشان مي دهند. علاوه بر اين گاردنر و کلمنت‌ (١٩٩٠‌) خاطر نشان کردند که نـگرش، استعداد، انگيزه و تشويش در موفقيت زبان دوم نقش مهمي دارند. پژوهش‌ - هاي‌ ديگري‌ که در اين راستا انجام شده است ، نشان مي دهند که نقش‌ تعامل‌ متغيرهاي‌ عاطفي ، بسيار مهم تر از نقش اين عوامل به طـور جـداگانه است و به اين‌ ترتيب‌ مدل‌ فرضي به وسيله مک اين تاير و همکاران (١٩٩٨) عرضه گرديد. اين مدل فرضي (تمايل‌ به‌ ارتباط) حاکي از اين است که تعامل ويژگي هاي عاطفي ، ارتباط درست و واقعي‌ در‌ زبان‌ دوم را تـحت تـاثير قرار مي دهد.

همانطور که قبلا عنوان شد مفهوم تمايل‌ به‌ ارتباط از مفهوم عدم تمايل به ارتباط ١ (برگون،

١٩٧٦) نشأت مي گيرد. عدم‌ تمايل‌ به‌ ارتباط نتيجه تشويش ، ترس و نـگراني اسـت که عامل بازدارنده زبان آموزان در ارتباط شفاهي است . گروهي‌ از‌ پژوهشگران (مک کراسکي و بر،

١٩٨٥؛ مک کراسکي و ريچموند،١٩٨٠) مفهوم عدم تمايل‌ به‌ ارتباط‌ را به مفهوم تمايل به ارتباط تغيير داده و آن را در توصيف تفاوت هـاي فـردي‌ در‌ ارتـباطات‌ مربوط به زبان اول به کـار بـردند. سـپس ، مک اين تاير و همکاران‌ (١٩٩٨‌) تمايل به ارتباط و رابطه آن با زبان دوم را مورد تحقيق و بررسي قرار دادند.

به منظور‌ بررسي‌ تمايل به ارتباط و نـقش آن در زبـان دوم، مـک اين تاير و همکاران‌ (١٩٩٨‌) مدل تمايل به ارتباط (شکل ١) را عـرضه‌ کـردند‌. اين‌ مدل در برگيرنده متغييرهايي است که در‌ يادگيري‌ زبان دوم نقش دارند ولي موضوع اصلي آن تمايل به ارتباط است . مدل‌ ذکر‌ شـده از شـش بـخش تشکيل‌ شده‌ است . سه‌ بخش‌ اول‌ شامل متغيرهايي است که تـمايل به‌ ارتباط‌ افراد را بر اساس موقعيت موجود نشان مي دهد و بنابراين در شرايط‌ مختلف‌ متفاوت مي باشد. سه بـخش ديگـر‌ شـامل متغيرهايي است که‌ تأثيري‌ ثابت در تمايل به ارتباط‌ دارند‌.

بخش اول اين مـدل، ارتـباط درست و واقعي را نشان مي دهد. منظور از‌ ارتباط‌ درست ؛ فعاليت هايي مانند کتاب‌ خواندن‌ و صحبت‌ کردن بـه زبـان‌ دوم در کلاس است . در‌ زبان‌ دوم

متغيري که مستقيما يادگيري زبان را تحت تأثير قرار مـي‌ دهـد‌، تـمايل به ارتباط است . بنابراين ، تمايل‌ به‌ ارتباط، بخش‌ دوم‌ اين‌ هرم را تشکيل مي‌ دهـد. بـخش سـوم ، تمايل به ارتباط با اشخاص ويژه را نشان مي دهد و بيان کنندهي‌ اين‌ است که اعـتماد بـه نفس پيش‌ نياز‌ ارتباط‌ موفق‌ است‌ . بخش چهارم نقش‌ انگيزه‌ در زبان دوم را شرح مـي دهـد کـه شامل انگيزهي ميان فردي، انگيزهي ميان گروهي و اعتماد‌ به‌ نفس‌ در زبان دوم است که از جـمله‌ مـتغيرهاي‌ فردي‌ ثابت‌ هستند‌. از‌ بين اين متغيرها انگيزهي ميان فردي و انگيزهي ميان گروهي عناصر اصـلي هـستند کـه تمايل به ارتباط با اشخاص ويژه در بخش سه را تحت تأثير قرار مي‌ دهد. بخش پنجم در بـرگيرندهي مـتغيرهايي است که تا حدي از محيط يادگيري زبان و ارتباط جدا شدهاند.

از جمله اين مـتغيرها مـي تـوان به نگرش ميان گروهي ، موقعيت اجتماعي و دانش‌ ارتباطي‌ اشاره کرد. متغيرهاي اين بخش با تأثير روي مـتغيرهاي بـخش هـاي پيشين به طور غير مستقيم تمايل به ارتباط را تحت تأثير قرار مـي دهـند. آخرين بخش اين هرم‌ به‌ محيط فردي و اجتماعي اختصاص يافته است . بر اين اساس، محيط اجتماعي به مـعناي مـحيط ميان گروهي است در حالي که منظور از محيط‌ فردي‌ متغييرهاي فردي مؤثر در ارتـباط‌ اسـت‌

تـمايل به‌ ارتباط‌ از دو ديدگاه قابل‌ بررسي‌ است . از يک سو تمايل به ارتباط ويژگي ثابتي اسـت کـه به متغيرهاي فردي وابسته اسـت (مـک کراسکي و ريچـموند، ١٩٩١). از جـمله اين مـتغيرها که تمايل به ارتباط را تحت‌ تـأثير‌ قـرار مي دهند مي توان به سن و جنسيت (مک اين تاير،

٢٠٠٢)، نگرش فرد بـه سـمت جامعه بين الملل (ياشيما، زنوک-نـيشايد و شيميزو، ٢٠٠٤)، تجربه زندگي در مـحيط مـربوط به‌ آن‌ زبان (مک‌ اين تـاير، ٢٠٠٢) و تـشويش و توانايي (مک اين تاير و کاروس ، ١٩٩٦) اشاره کرد.

مک اين تاير و همکاران (١٩٩٨‌) ديدگاه ديگر تمايل بـه ارتـباط است که مقابل ديدگاه قـبلي اسـت‌ و اينـ‌ گونه‌ تعريف مـي شـود: «آمادگي براي ورود به گـفتمان بـا استفاده از زبان دوم در زماني خاص با ‌‌فرد‌ يا افرادي خاص». يافته هاي آنان نشان مي دهـد کـه تمايل به ارتباط‌ با‌ انگيزه‌ مـيان فـردي، انگيزه مـيان گـروهي ، اعـتماد به نفس ، نگرشهاي مـيان گروهي ، دانش ارتباطي و ويژگي هاي‌ شخصيتي در ارتباط است . در اين ديدگاه که مقابل ديدگاه قبلي است ، اينـ‌ بـاور وجود دارد که‌ تمايل‌ فرد در ارتباط از طـريق زبـان دوم بـه شـرايطي کـه فرد در آن قرار دارد، وابـسته اسـت . طبق يافته هاي مک کراسکي و ريچموند (١٩٩١)، متغيرهاي عاطفي تغيير پذير مانند اينکه افراد‌ حاضر در مکالمه تا چـه حـد بـا يکديگر آشنا هستند، تعداد شنوندگان در گفتگو، آشـنايي بـا مـوضوع بـحث ، مـيزان رسـمي بودن محيط گفت وگو و ارزيابي گفتگو کنندگان با هم بستگي دارد‌.

با‌ توجه به موضوع تمايل به ارتباط به عنوان يک عامل ثابت يا متغير، دورني (٢٠٠٥) اعتقاد دارد که تمايل بـه ارتباط از طريق زبان اول ثابت است که بيشتر به‌ شرايط‌ عاطفي و دروني فرد بستگي دارد. او اذعان مي کند که تمايل به ارتباط از طريق زبان دوم بسيار پيچيدهتر است چرا که دانش فردي بـه ويژه دانـش ارتباطي فرد‌، يک‌ عامل بسيار متغير در زبان دوم است .

پژوهشگران بر اين باورند که چون در آموزش مدرن زبان، ارتباط طبيعي و واقعي مورد توجه است ، تمايل به ارتباط امري ضروري به‌ نـظر‌ مـي‌ رسد (مک اين تاير، بيکر‌، کلمنت‌ و دونووان‌،

٢٠٠٣). به اين دليل که در آموزش مدرن زبان، هدف اصلي ارتباط واقعي است محققان بسياري از جمله مک اين تاير‌ و همکاران‌ (١٩٩٨‌، ٢٠٠٣) پيشـنهاد مـي دهند که در ديدگاه يادگيري‌ زبـان‌، تـمايل به ارتباط از طريق زبان دوم امري بسيار لازم و ضروري است .

اخيرا موضوع قابل اهميتي که در زمينه‌ تمايل‌ به‌ ارتباط ايفاي نقش مي کند، ميزان تمايل در کـلاس و خـارج‌ از کلاس است . ينگ و گـي (٢٠١٠) در يافـته هاي خود به اين نتيجه رسيدند که تعدادي از زبان‌ آموزاني‌ که‌ در کلاس تمايل نشان داده و از طريق انگليسي با يکديگر در‌ ارتباط‌ هستند، در خارج ازکلاس در شرايط واقعي که با مردم انگليسی زبان روبرو مـي شـوند، بهت‌ زده‌ به‌ نظر مي آيند و تمايل به ارتباط ندارند. مک اين تاير و همکاران (١٩٩٨‌) اذعان‌ مي‌ - کنند که تمايل به ارتباط، يکي از شاخص هاي مهم در آموزش زبان است‌ . آنان‌ اظهار‌ مـي کـنند گرچه اهـميت به دانش ارتباطي ، زبان آموزان را قادر مي سازد که‌ در‌ کلاس از طريق زبان دوم بايکديگر در ارتباط باشند ولي آنان خـارج از‌ کلاس‌ تمايلي‌ به ارتباط نشان نمي دهند. محققان بسياري از جمله مـتسوبارا (٢٠٠٧)، مـک آين تـاير‌ و همکاران‌ (٢٠٠١، ٢٠١١)، و زرين آبادي و عبدي (٢٠٠١) در تحقيقات خود دريافتند که وجود انگيزههايي‌ از‌ جمله‌ موفقيت تحصيلي ، افزايش دانش شخصي و تماشاي تـلويزيون ‌ ‌و گـوش کردن به موسيقي از طريق زبان دوم‌ از‌ عواملي هستند که ميزان تمايل به ارتـباط را در خـارج از کـلاس‌ افزايش‌ مي‌ دهند.

بنابراين مي توان گفت که تمايل به ارتباط در زبان دوم يک متغير پيشگويي‌ کـننده‌ است‌ .

(دورني ، ٢٠٠٢). دورني و اسکهان (٢٠٠٣) بيان داشتند که تمايل به ارتباط، انگيزه‌ را‌ افزايش مـي دهد. همچنين مک اين تـاير و هـمکاران (٢٠٠١) بر اين باورند که تمايل به ارتباط‌ در‌ زبان دوم متغيري است که از جهات مختلف با انگيزه ارتباط دارد‌. آنان‌ در يافته هاي خود به همبستگي عميق‌ تمايل‌ به‌ ارتباط و انگيزههاي يادگيري زبان دست يافتند. دورنـي‌ و کروموس‌ (٢٠٠٠) کروموس و دورني (٢٠٠٤) در مطالعات مربوط به دلايل يادگيري زبان و انگيزه در‌ زبان‌ دوم تمايل به ارتباط را‌ به‌ عنوان يک‌ متغير‌ مورد‌ نياز بررسي کردهاند. چنين به نظر‌ مي‌ رسد که انگيزه بيشتر براي تـمايل بـه ارتباط در زبان دوم، باعث‌ افزايش‌ تلاش زبانآموز مي شود. از سوي‌ ديگر، کلمنت و کرودينر (١٩٨٣‌) به‌ چهار دليل و انگيزهي مشترک براي‌ يادگيري‌ زبان در

بين زبانآموزان که تمايل به ارتباط را تحت تأثير قرار مي‌ دهـد‌، دسـت يافتند. اين دلايل و انگيزهها‌ عبارتند‌ از‌ شغل ، مسافرت، دوستي‌ و کسب‌ دانش در مورد جامعه‌ زبان‌ دوم.

بنابرين مي توان ادعا کرد که يکي از عوامل مهم در يادگيري زبان‌ دوم‌ و تمايل به ارتباط ، نقش دلايل يادگيري‌ زبـان‌ دوم و بـه‌ دنبال‌ آن‌ انگيزه است . لير (١٩٩٦‌) اظهار مي کند که انگيزه اگر هم مهم ترين عامل در يادگيري زبان دوم نباشد‌ يکي‌ از مهم ترين عوامل به حساب‌ مي‌ آيد‌ چرا‌ که‌ بدون وجود انـگيزه‌ و دليل‌ ، حـتي بـاهوشترين افراد هم با بهترين شـيوهي آمـوزشي مـوفقيت چنداني کسب نمي کنند. ترمبلي و گاردنر (١٩٩٥‌) به‌ دلايل‌ يادگيري زبان که موجب انگيزه مي شود‌ اشاره‌ کرده‌ و ازآن‌ به‌ عنوان‌ عامل لازم و ضـروري ياد مـي کـنند.

گاردنرو لمبرت (١٩٥٩) دلايل داشتن انگيزه در يادگيري زبان دوم را به دو دسـت تـقسيم کردهاند. دسته اول به دلايلي ١ اشاره‌ دارد که در آن زبانآموز مايل است به عنوان فردي از جامعه زبان دوم به حساب آيد. افرادي با چنين دلايلي نـگرشي مـثبت بـه سوي جامعه زبان دوم دارند. دست‌ دوم‌ دلايل ابزاي ٢ هستند. وجود چـنين دلايلي به فرد انگيزهي بيشتري در يادگيري زبان مي دهد چرا که مي توان از آن جهت ارتقاء شغلي ، ارتقاء تحصيلي و غـيره اسـتفاده نـمايد‌.

يافته‌ هاي محققاني مانند دورني و اسکهان (٢٠٠٣) نشان مي دهد که تـمايل بـه ارتباط با دلايل يادگيري زبان، ارتباط مستقيم دارد. نتايج ، حاکي از‌ اين‌ است که زبان آموزاني که‌ انگيزه‌ و دلايل قـويتري بـراي يادگـيري زبان دوم دارند، تمايل بيشتري براي ارتباط نشان مي دهند.

١-٢- هدف پژوهش

تـحقيق حـاضر از يک سـو سعي بر آن‌ دارد‌ تا همبستگي تمايل به‌ ارتباط‌ از طريق زبان انگليسي در کلاس و خارج از کـلاس را در هـر چـهار مهارت زبانآموزي يعني صحبت کردن، نوشتن ، خواندن و شنيدن در زبانآموزان ايراني بررسي نمايد. هدف ديگـر، تـحقق يافتن‌ همبستگي‌ ميان دلايل يادگيري زبان (شغل ، موفقيت تحصيلي ، سفر به کشورهاي خارجي ،

دانـش شـخصي و دوسـتي با افراد انگليسي زبان) و تمايل به ارتباط با استفاده از زبان انگليسي‌ در‌ کلاس و خارج‌ از کـلاس در مـهارتهاي يادگيري زبان است .

پژوهش حاضر درصدد پاسخگويي به سؤالات زير است :

١. آيا بين‌ تمايل بـه ارتـباط بـه زبان انگليسي در داخل و خارج کلاس در‌ چهار‌ مهارت‌ صحبت کردن، نوشتن ، شنيدن و خواندن، ارتباطي وجود دارد؟

٢. آيا بـين تـمايل به ارتباط به زبان انگليسي در داخل ‌‌کلاس‌ و دلايل يادگيري زبان (شغل ، سفر، دوسـتي ، مـوفقيت تـحصيلي و دانش شخصي ) ارتباطي وجود دارد؟

٣. آيا‌ بين‌ تمايل‌ به ارتباط به زبان انگليسي درخارج از کلاس و دلايل يادگيري زبـان (شـغل ، سـفر، دوستي ، موفقيت‌ تحصيلي و دانش شخصي ) ارتباطي وجود دارد؟

٣- روش پژوهش

٣-١- نمونه ها

در اين پژوهش ٦٠‌ زبـان آمـوز ايراني شرکت‌ کرده‌ اند. نمونه زنان و مردان ٢٢-١٦ ساله اي بودند که براي فراگيري زبان انگيسي در دو مؤسسه نـويد و سـپهر در اصفهان ثبت نام کرده بودند. از اين ٦٠ شرکت کننده ٢٨‌ نفر مرد و ٣٢ نفر زن بودند. لازم بـه ذکـر است که شرکت - کنندگان دانش آموزان دبـيرستان و دانـشجويان دانـشگاه با رشته هاي مختلف بودند.

٣-٢- ابزار پزوهـش

در اين تـحقيق از پرسش نامه‌ مک‌ اين تاير و همکاران (٢٠٠١) استفاده شده است . اين پرسش نامه جهت تعيين تـمايل بـه ارتباط در زبان انگليسي داخل و خـارج کـلاس و همچنين تـعيين دلايل يادگـيري زبـان انگليسي تهيه و تدوين شده‌ است‌ کـه شـامل ٧٤ سؤال است ؛ ٢٧ سؤال مربوط به تمايل به ارتباط در کلاس، ٢٧ سؤال مربوط بـه تـمايل به ارتباط خارج کلاس و

٢٠ سؤال مـربوط به دلايل يادگيري‌ زبان‌ انـگليسي اسـت . اين پرسش نامه به شکل ليکـرت چـهار

و پنج گزينه اي است . جهت نيل به اهداف مورد نظر، پژوهشگران ابتدا بعضي از سـؤالات

پرسـش نامه مورد تجديد نظر‌ قـرار‌ دادنـد‌. عـلاوه بر اين متغييرهاي جـنسيت‌ و سـن‌ به‌ پرسش نامه اضـافه گـرديدند. لازم به ذکر است که پرسش نامه به زبان انگليسي بود.

جهت بررسي پايايي پرسش نـامه اصـلاح‌ شده‌، ابتدا‌ در يک تست آزمايشي از ١٠ نفر کـه‌ هـمگي‌ ويژگي جـامعه آمـاري را داشـتند، خواسته شد به سـوالات پرسش نامه پاسخ دهند. سپس با استفاده از نرم افزارآماري‌ SPSS‌ گونه‌ ١٨، پايايي (آلفاي کرونباخ) و روايي پرسش نامه مـحاسبه گـرديد که‌ به ترتيب ٠/٩٤ و ٠/٧٦ است که مـقادير قـابل قـبولي اسـت .

٣-٣- روش گـردآوري وتحليل داده ها

پس از تـهيه‌ پرسـش‌ نامه‌ اصلاح شده و بررسي پايايي و روايي آن در فروردين ١٣٩١ از ٦٠‌ نفر‌ که به صورت تصادفي از دو مؤسسه زبان انتخاب شده بودند خـواسته شـد بـه آن پاسخ‌ دهند‌. پرسش‌ نامه ها با کـسب اجـازه از اسـاتيد و مـديران مـؤسسات در آغـاز هر‌ کلاس‌ توزيع‌ گرديد و سپس نمرات خام محاسبه شد. لازم به توضيح است که مدت زمان پاسخ‌ گويي‌ به‌ پرسش نامه ٣٠ دقيقه بود.

براي تحليل دادهها از نرم افـزار آماري SPSS گونه‌ ١٨‌ استفاده شد. به اين ترتيب ابتدا هبستگي بين تمايل به ارتباط در کلاس‌ و خارج‌ از‌ کلاس محاسبه گرديد و پس از آن همبستگي بين دلايل يادگيري زبان و تمايل به ارتباط‌ در‌ کلاس و خارج از کلاس بدست آمد.

٤- نـتايج

بـراي پاسخ به اولين سؤال که‌ آيا‌ بين‌ تمايل به ارتباط در کلاس و خارج از کلاس ارتباطي وجود دارد يا خير از آزمون‌ همبستگي‌ پيرسون استفاده شد. جدول ١ درجات همبستگي تمايل به ارتباط را در کلاس‌ و خارج‌ از‌ کلاس نـشان مـي دهد. بر اساس اين جدول، درجات همبستگي معناداري بين تمايل به ارتباط‌ در‌ تمام‌ مهارتهاي يادگيري زبان (صحبت کردن، شنيدن، خواندن و نوشتن ) در کلاس و خارج از‌ کـلاس‌ وجـود دارد که از ٨٣/ ٠ – ٠/٦٠ ( > p

٠١.) متغير است .

جدول ١. ضـريب هـمبستگي بين تمايل به‌ ارتباط‌ در کلاس و خارج از کلاس

شنيدن خارج از کلاس نوشتن خارج از‌ کلاس‌ خواندن خارج از کلاس صحبت کردن خارج‌ از‌ کلاس‌

*0/60 شنيدن در کلاس *0/82 نوشتن در‌ کـلاس‌ *0/83 خـواندن در کلاس *0/66 صحبت کردن در کـلاس

*p <.01.

بـه همين‌ ترتيب‌ ، براي پاسخ به سوال دوم‌ که‌ آيا بين‌ تمايل‌ به‌ ارتباط در کلاس و دلايل يادگيري زبان‌ انگليسي‌ يعني شغل ، سفر، دوستي با افراد انگليسي زبان، موفقيت تحصيلي و افزايش دانش‌ شخصي‌ ، ارتـباط وجـود دارد يا خير از‌ آزمون همبستگي پيرسون استفاده‌ گرديد‌.

همان گونه که در جدول‌ ٢ نشان‌ داده شده است ، درجات همبستگي از ٠/٤٥-٠/٢٠ متغير است که روابط معناداري‌ در‌ بين آنها مشاهده مي شود‌.

جدول‌ ٢. ضريب‌ همبستگي تمايل بـه‌ ارتـباط‌ در کلاس و دلايل يادگـيري‌ زبان‌

تمايل به ارتباط در کلاس موفقيت تحصيلي دانش شخصي دوستي مسافرت شغل

صحبت کردن‌ **0/45‌ **0/34 **0/38 **0/35 **0/36

خواندن **0/45‌ **0/36‌ **0/31 0/23‌ 0/23‌

نوشتن‌ **0/43 *0/30 **0/32 0/20‌ 0/25

شـنيدن **0/34 **0/31 *0/30 0/26 0/27

**p < .001 *p < .01

براي پاسخ به سومين‌ سوال‌ که آيا بين تمايل به ارتباط‌ در‌ خـارج‌ از‌ کـلاس‌ و دلايل يادگـيري زبان‌ انگليسي‌ يعني شغل ، سفر، دوستي با افراد انگليسي زبان، موفقيت تحصيلي و افزايش دانش شخصي ارتباط وجـود ‌ ‌دارد‌ يا‌ خـير‌ از آزمون همبستگي پيرسون استفاده گرديد. همانگونه‌ که‌ در‌ جدول‌ ٣ نشان‌ داده‌ شده درجات هـمبستگي از ٠/٥٠-٠/٢٩ مـتغير مـي باشد که در تمام موارد به استثناي همبستگي ميان مسافرت و خواندن، روابط معنادار مشاهده مي شـود.

جدول ٣. ضريب همبستگي‌ تمايل به ارتباط در خارج از کلاس و دلايل يادگيري زبان

تمايل به ارتـباط خارج از کلاس موفقيت تـحصيلي دانـش شخصي دوستي مسافرت شغل

صحبت کردن **0/42 **0/40 **0/50 **0/42 **0/49‌

خواندن‌ **0/42 **0/43 **0/35 **0/34 **0/40

نوشتن **0/38 *0/30 **0/38 0/29 **0/35

شنيدن **0/40 **0/34 **0/40 **0/50 **0/37

*p < .01 **p < .001

جداول ٢ و ٣ نشان مي دهند که از ميان ٥ دليل‌ يادگيري‌ زبان انگليسي ؛ موفقيت تحصيلي ، دانش شخصي و دوستي با افراد انگليسي زبان، روابط معناداري با تـمايل به ارتباط در کلاس و خارج از کلاس دارند‌. در‌ حالي که دو دليل شغل‌ و مسافرت‌ بطور ويژه با تمايل به ارتباط خارج از کلاس، داراي ارتباطي معنادار است .

٥- بحث و بررسي

يافته ها و نتايج نشان مي دهد که بين تـمايل‌ بـه‌ ارتباط در کلاس و خارج‌ از‌ کلاس، رابطه معنادار بسياري وجود دارد. اين رابطه ي معنادار را مي توان در هر چهار مهارت يادگيري يعني صحبت کردن، شنيدن، خواندن و نوشتن مشاهده کرد. همبستگي هاي معنادار دال بر‌ اين‌ اسـت

کـه زبان آموزان ايراني نه تنها تمايل به ارتباط به زبان انگليسي در کلاس را دارند بلکه مايلند اين ارتباط را در خارج از کلاس نيز داشته باشند.

علاوه‌ بر‌ اين يافته‌ ها نشان مي دهد کـه هـمبستگي هاي معنادار تمايل به ارتباط درخواندن و نوشتن داخل و خارج کلاس به‌ ترتيب ٠/٨٢ و ٠/٨٣ است . در حالي که ميزان اين همبستگي در‌ مورد‌ صحبت‌ کردن و گوش کردن به ترتيب ٠/٦٦ و ٠/٦٠ است . بر اين اساس مي تـوان ادعـا کـرد که هدف ‌‌زبان‌ آموزان ايرانـي از يادگـيري زبـان انگليسي تمرين نيست . هدف اصلي ، توانايي استفاده از‌ آن‌ در‌ موارد ضروري است . در محيط هايي همانند ايران، زبان آموزان هر زمان مايل باشند مـي‌ تـوانند خـارج از محيط کلاس از مهارتهاي خواندن و نوشتن استفاده کنند. بـراي مـثال‌ آنها مي توانند از‌ مجلات‌ و کتابها و متون انگليسي و اينترنتي استفاده کنند. علاوه بر اين ، آنان مي توانند هر زمان که لازم اسـت مـقاله ، پيامـک و ايميل هاي انگليسي بنويسند.

همانطور که گفته شد همبستگي صـحبت کردن و شنيدن‌ در کلاس و خارج از کلاس معنادار است اما از دو مهارت ديگر کمتر است . چنين استنباط مي شود که هـدف زبـانآموزان ايرانـي از ارتباط با معلمان و همکلاسي هاي خود در کلاس‌، تمرين‌ انگليسي است . آنـها مـمکن است در خارج از کلاس فرصت رويارويي با شرايطي که آنان را وادار به استفاده از زبان انگليسي کند، نداشته باشند و صـحبت کـردن بـه زبان انگليسي‌ با‌ يکديگر خارج از کلاس ، مطلوب به نظر نمي رسد چـرا کـه هـمه آنها زبان مادري يکساني دارند. همانطور که نتايج نشان مي دهد، همبستگي ها مـعنادار هـستند. بـنابراين مي‌ توان‌ گفت که زبانآموزان ايراني در خارج از کلاس نيز مايل به ارتباط شفاهي هـستند. آنـان در خارج از کلاس مي توانند به تماشاي برنامه - هاي تلويزيون به زبان انگليسي‌ بـپردازند‌، آهـنگ‌ هـاي انگليسي گوش کنند، با‌ توريست‌ ها‌ در ارتباط باشند و به ديگر کشورهاي خارجي سفر کـنند.

هـمبستگي هاي معنادار بين تمايل به ارتباط در کلاس و خارج از کلاس‌ نشان‌ مي‌ دهد کـه تـفاوتهاي فـردي براي تمايل به ارتباط‌ در‌ زبان دوم در هر شرايطي ثابت است . اين نتيجه اي است که مک اين تاير و هـمکاران (٢٠٠١) و هـمچنين زرين‌ آبادي‌ و عبدي‌ (٢٠١١) نيز به آن رسيدهاند. مک کراسکي و ريچموند (١٩٩١) معتقدند‌ که درجـات هـمبستگي قـوي در تمايل به

ارتباط در محيط هاي مختلف ، نشان دهندهي اين است که تمايل‌ به‌ ارتباط‌ در افراد در شـرايط مـختلف هـمواره يکسان است . بنابراين مي توان‌ نتيجه‌ گرفت که تمايل به ارتباط در بـين ايرانـيان با ويژگي هاي فردي آنان مرتبط است و تمايل‌ به‌ ارتباط‌ در کلاس و بيرون از کلاس تحت کنترل تـفاوتهاي فـردي آنها است . بدين‌ ترتيب‌ اگر‌ فردي در کلاس تمايل خود را براي برقراري ارتـباط در زبـان دوم ابراز کند‌ به‌ همين‌ نسبت در محيط خـارج از کـلاس نـيز اين تمايل را نشان مي دهد.

علاوه‌ بر‌ اين هـمانگونه کـه از جداول ٢ و ٣ پيدا است تمايل به ارتباط با دلايل يادگيري‌ زبان‌ داراي‌ روابط معناداري است . چنين نـتايجي حـاکي از آن است که علاوه بر ويژگـي هـاي‌ فردي‌، بـسياري ديگـر از مـتغيرهايي که تمايل به ارتباط را تحت تـاثير قـرار مي‌ دهند‌ به‌ شرايطي که فرد در آن قرار دارد، مربوط مي شود (مک اين تـاير و هـمکاران، ١٩٩٨‌). همانگونه‌ که از يافته هاي مک اين تـاير و همکاران (١٩٩٨) و گاردنر (١٩٨٥) مشخص‌ شـد‌ داشـتن‌ انگيزه و هدف در يادگيري زبان دوم مـيل بـه ارتباط از طريق آن زبان را افزايش‌ مي‌ دهد‌. بنابراين ، در پژوهش حاضر با در نظر گرفتن دلايل يادگـيري زبـان و تمايل‌ به‌ ارتباط، ١٣ رابطه مـعنادار بـين دلايل يادگـيري و تمايل به ارتـباط در کـلاس و ١٩ رابطه معنادار بين‌ دلايل‌ يادگـيري و تـمايل به ارتباط خارج از کلاس وجود دارد. همانگونه که ملاحظه‌ مي‌ شود تعداد روابط معنادار بـين دلايل يادگـيري‌ و تمايل‌ به‌ ارتباط خارج از کلاس بـيش از اينـ‌ تعداد‌ در کـلاس اسـت . مـک اين تاير و همکاران (٢٠٠١) و زرين آبادي و عـبدي (٢٠١١) نيز‌ در‌ يافته هاي خود به نتايج‌ مشابهي‌ دست يافتند‌. بنابراين‌ ، به‌ دليل اين که مطالعات مختلف در‌ زمـينه‌ دلايل يادگـيري و تمايل به ارتباط در محيط هاي مـختلف صـورت گـرفته اسـت‌ مـي‌ توان نتيجه گـرفت کـه بدون توجه‌ به زبان اول و فرهنگ‌ ، روابط‌ معنادار بين دلايل يادگيري زبان‌ با‌ تمايل به ارتباط خارج از کـلاس بـيشتر اسـت . بدين ترتيب مي توان گفت‌ که‌ تـمايل بـه ارتـباط در ايرانـيان‌ ويژگـي‌ ثـابتي‌ ندارد. اهداف و انگيزههاي‌ آنان‌ مانند يافتن شغل مناسب‌ و مسافرت‌ به کشورهاي خارجي باعث مي شود که آنها براي يادگيري زبان انگليسي و به دنبال‌ آن‌ ارتباط در اين زبان اشـتياق بيشتري‌ از‌ خود نشان‌ دهند‌.

با‌ توجه به يافته هاي‌ اين تحقيق ، مي توان ادعا کرد که هدف نهايي زبانآموزان ايراني از يادگيري زبان انگليسي‌ استفاده‌ از آن در مواقع مورد نياز‌ است‌ . استفاده‌ از‌ زبان‌ در کـلاس بـراي‌ تمرين‌ بيشتر جهت آمادگي براي به کارگيري آن در خارج از کلاس است . آن ها کلاس زبان‌ را‌ به‌ طور مجازي به کار مي برند تا‌ بتوانند‌ در‌ خارج‌ از‌ کلاس‌ و در مواقع نياز از آن استفاده کنند.

عـلاوه بـر اين مي توان اين گونه نتيجه گرفت که برخلاف اين انتظار که دلايل يادگيري در محيط هايي مانند‌ ايران ابزازي باشد دلايل يادگيري زبان انگليسي در بين زبان آموزان ايراني هـم ابـزاري است و هم اينکه آنان مـايل هـستند با جامعه انگليسي زبان يکي شده و مورد قبول واقع شوند‌. بر‌ طبق نظرات گراهام (١٩٩٤) يکي شدن با جامعه زبان دوم، الزامأ به معناي تماس مـستقيم بـا آن جامعه نيست . بنابراين بـا تـوجه به نتايج اين تحقيق چنين استنباط مي‌ شود‌ که زبانآموزان ايراني ممکن است به اين دليل زبان انگليسي را فراگيرند که قصد سفر به کشورهاي خارجي را دارند و يا مي خواهند‌ در‌ خارج از کشور به ادامه‌ تـحصيل‌ بـپردازند. از سوي ديگر استفاده از تکنولوژي اينترنت اين امکان را براي آنان فراهم کرده تا با استفاده از گفتگوي تلفني تصويري ١ و فيس بوک‌ با‌ افرادي با مليت ها‌ و زبانهاي‌ مختلف ارتباط پيدا کرده و دوست شوند. نـتايج اين پژوهـش ، اهميت ايجـاد انگيزه در زبانآموزان را به معلمان زبان انگليسي خاطر نشان مي کند. زبانآموزاني که با کاربرد و دلايل يادگيري زبان‌ انـگليسي‌ آشنا مي شوند انگيزهي بيشتري از خود نشان داده و در يادگيري موفق تر هـستند. پس مـعلمان زبـان بايد اهميت يادگيري زبان انگليسي را براي زبانآموزان روشن سازند. در نتيجه ، زبانآموزان‌ فهم‌ و هدف بهتري‌ از يادگيري زبان دارنـد ‌ ‌و سـعي و تلاش بيشتري از خود نشان مي دهند. در پايان بايد گفت که‌ اين پژوهش داراي محدوديت هايي بـوده اسـت . يکـي از اين محدوديت‌ ها‌، تاکيد‌ صرف بر تاثير دلايل يادگيري زبان درتمايل به ارتباط بوده است در حالي کـه يکي از متغيرهاي ‌‌مهم‌ در اين رابطه ، مولفه جنسيت است . در اين پژوهش نشان داده نشده است‌ که‌ چـگونه‌ زنان و مردان در تمايل بـه ارتـباط داخل و خارج کلاس از يگديگر متفاوت هستندکتابنامه

آموزشگاه زبان انگلیسی در اصفهان